مرتضى راوندى

335

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وضع اطفال بدين منوال است . « 1 » به نظر تاورنيه ، تمام شهر اصفهان ، گذشته از ميدان بزرگ و چند بازار سرپوشيده ، حالت يك ده را دارد و به شهر شبيه نيست . خانه‌ها دور از يكديگر و هركدام يك باغ كثيفى دارد كه اهتمام و دقتى در نگهدارى آن نشده است . كوچه‌ها همه كج و مارپيچ و بدمنظره هستند . چند سالى است كه شروع كرده‌اند به ساختن بناهاى خوب اما اين ابنيه در خارج از شهر است ؛ زيرا آنها كه استطاعت بنايى دارند ، مىتوانند اسب هم نگاه دارند كه سواره به شهر بيايند ؛ و براى زنها هم كه فرقى نمىكند چه در شهر چه در خارج شهر هرگز از خانه بيرون نمىروند مگر بندرت ، هيچ‌وقت هم پياده حركت نمىكنند . سپس تاورنيه به شرح مختصات ابنيهء ميدان بزرگ اصفهان مىپردازد و مىنويسد : در وسط ميدان يك چوب بلند يا دكلى نصب كرده‌اند ، مثل اينكه ما در اروپا براى تيراندازى و نشانه‌زدن نصب مىنماييم . وقتى كه شاه مىخواهد تيراندازى كند ، يك جام طلا روى آن دكل نصب مىنمايند ؛ بايد سوار ، در سر تاخت بيايد از زير آن بگذرد و بعد باقيقاج با تيروكمان جام طلا را بزند . اين هم از رسومات قديمهء ايران است كه در حال فرار با قيقاج ، دشمن خود را مىكشند . هركس جام طلا را با تير بزند ، از آن او خواهد بود ؛ و من خود ديدم كه شاه صفى ، جد پادشاه حاليه ، در تاخت ، سه جام را با تير فرود آورد . « 2 » دالساندرى ، در سفرنامهء خود از شهرهاى ايران به بدى ياد مىكند و مىنويسد : « بايد بگويم كه هيچ شهرى در ايران نيست كه حصار داشته باشد و همه گشاده‌اند . بناها محقر است و خانه‌ها از كاهگل ساخته شده است ، و مسجد يا چيز ديگرى نيست كه شهرها را زينت بخشيده باشد اگرچه محل و مكان آنها بطور كلى زيباست . راهها ناخوشايند است ، زيرا پر است از گردو - خاك يا گل‌ولاى كه كار سفر را مشكل مىكند . » « 3 » در دورهء صفويه ، در اثر رشد روزافزون سرمايه‌دارى در غرب ، و آمدورفت اروپاييان به ايران ، كتابها و خاطرات فراوانى از آنان بيادگار مانده است . از جمله ، تاورنيه در سفرنامهء خود ، دربارهء تبريز مىنويسد : شهر بزرگ پرجمعيتى است كه در ميانهء عثمانى و دولت روسيه و هند و ايران واقع شده است . عدهء كثيرى تجار و مقدار وافرى كالا در آنجا هست ؛ خصوصا ابريشم كه از گيلان به آنجا مىآورند . اسبهاى خوب و ارزان و شراب و عرق و كليهء ارزاق فراوان است . پول در آنجا بيش از ساير نقاط در گردش و جريان است . چندين خانوار ارمنى به كار تجارت اشتغال دارند و سود كلانى برده‌اند . ارامنه بيش از ايرانيان در كار تجارت سررشته و مهارت دارند . غالب ابنيهء تبريز از آجرى است كه در آفتاب پخته شده ( يعنى خشت ) ، و خانهء شخصيتهاى مهم دو طبقه است . بام و پوششهاى ابنيه مسطح و به شكل مهتابى است كه از اطراف داخل طاق زده و با كاهگل اندوده شده كه بعد ، با آهك روى آن را سفيد مىكنند . در

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 381 - 379 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 384 - 383 . ( 3 ) . سفرنامه‌هاى ونيزيان در ايران . ترجمهء دكتر منوچهر اميرى ، ص 444 .